شما در حال حاضر اینجا هستید :

سایت پزشکی و مجله سلامتی راستینه سلامتی سلامت کودکان آموزش خودآگاهی به کودکان

آموزش خودآگاهی به کودکانافزودن دیدگاه

خودآگاهی یعنی توانایی شناخت خود، نقاط ضعف و قوت خود، شناخت تمایلات، آرزوها، ترس ها و انزجارها. افرادی که دارای خودآگاهی هستند، هیجان های خود را بهتر می شناسند و بیشتر می توانند آن ها را کنترل کنند. آن ها می توانند نقاط ضعف و قوت خود را بهتر شناسایی کنند و با تکیه بر نقاط قوت، نقاط ضعف را از بین ببرند(اشرفی و همکاران،۱۳۹۳).

 

خودآگاهی

خودآگاهی

خودآگاهی در مورد سه حوزه ی اصلی مطرح می شود: شناختی، هیجانی و رفتاری که به معنی آگاهی از افکار، هیجان ها و رفتارها است. یعنی یک کودک بداند در این لحظه چه فکری در ذهنش وجود دارد، چه هیجانی را تجربه می کند و چرا یک رفتار خاص را انجام می دهد. کودکان تقریباً در شش ماهگی می توانند خود را از محیط تشخیص دهند و تا قبل از این سن، توانایی درک خود به عنوان یک موجود مجزا را ندارند. این اولین گام در رسیدن به خودآگاهی است. عمده ی فعالیتی که والدین می توانند برای ارتقاء خودآگاهی فرزندان خود انجام دهند در سال های دوم و سوم زندگی آن ها است.

 

راهکارهای عملی برای ارتقاء خودآگاهی کودکان

راهکارهای عملی برای ارتقاء خودآگاهی کودکان

  • کودکان از بدو تولد هیجان های مختلف را نشان می دهند و تا پایان دو سالگی انواع گوناگون هیجان را تجربه می کنند. یکی از موثرترین راه ها برای ارتقاء خودآگاهی هیجانی کودک، صحبت با او در مورد هیجان ها است. برای این کار ابتدا لازم است هیجان های خود را بشناسید. سپس هنگام صحبت با کودک روی هیجان های او تأکید کنید. مثلاً تقریباً در هشت ماهگی کودک هنگام روبرو شدن با افراد غریبه، هیجان ترس را نشان می دهد. می توانید در چنین موقعیتی به فرزند خود بگویید:«از چی ترسیدی دختر خوبم؟». توصیه ی ما این است که روی نام خاص یک هیجان تأکید کنید تا کودک بداند اسم این حالت که تجربه می کند چیست. می توانید با کودکان بزرگتر از یک سال بازی هیجان ها را انجام دهید. بدین صورت که ابتدا تصاویر کودکانی که حالات هیجانی مختلف را نشان می دهند برای او تهیه کنید و سپس از فرزندتان بخواهید حالت آنها را تقلید کند، در صورتی که این تصاویر همراه با شعر باشند، برای کودک بسیار جذاب هستند. مثلاً در یکی از کتاب های جذابی که در این زمینه دیده ام ، تصویر کودکی قرار گرفته بود که غمگین و ناامید به نظر می رسید و در زیر آن نوشته شده بود :«این تاتی ناامیده، موهاش به هم تابیده» و یا در زیر تصویر کودک متعجب نوشته شده بود:«این تاتی همچی کرده، تعجب از چی کرده، چی دیده پشت پرده»(کشاورز وقاسم نیا،۱۳۹۲).معمولاً کودکان از دیدن این تصاویر بسیار لذت می برند و شعر ها را نیز بخاطر می سپارند.پس از اینکه هر صفحه از کتاب را خواندید از کودک خود بخواهید حالت هیجانی مربوط به آن صفحه را تقلید کند. تا سن دو سالگی این بازی علاوه بر اینکه می تواند برای کودک و والدین بسیار جذاب باشد، پنج هیجان اصلی را نیز به کودک آموزش می دهد.

 

بهانه گیری بی دلیل کودک

  • بسیار پیش می آید که کودک بی دلیل بهانه گیری می کند یا خودش هم نمی داند که چه چیزی می خواهد. چنین مواقعی بهترین شرایط برای آموزش خودآگاهی به کودک است .از او در مورد افکارش سوال بپرسید.«به چی فکر می کنی عزیز دلم؟»، «چی شده که دختر/پسر خوبم داره بهانه میگیره؟»، «چی باعث شده که دختر/پسر دوستداشتنی من عصبانی بشه؟».پرسیدن اینگونه سوالات کودک را به تفکر دعوت می کند. به تدریج او یاد میگیرد به دنبال جواب این سوالات بگردد و از افکار خود آگاه می شود. دختر بچه ی دو ساله ای را می شناسم که وقتی بی دلیل شروع به بهانه گیری می کند به مادرش می گوید:«خوابم میاد که دارم نِق می زنم.من رو بخوابون». این موضوع نشان می دهد که کودک تا حد زیادی از افکار و حالات خود آگاهی دارد. توجه داشته باشید که سن خاصی برای این امر وجود ندارد و می توانید از دوران نوزادی هنگامی که با کودک صحبت می کنید از این الفاظ و سوالات استفاده کنید.مثلاً وقتی نوزاد شش ماهه گریه می کند به او بگویید:«چی شده که بچه ی خوش اخلاق من داره گریه می کنه». هر چند نوزاد نمی تواند به شما پاسخی بدهد اما این کار تمرین مناسبی برای والدین است تا به پرسیدن سوالات این چنینی از کودک عادت کنند.

 

شناسایی توانمندی های خود

  • با کودک به گونه ای رفتار کنید که تفاوت میان تمایل داشتن و توانستن را درک کند. مثلاً بگویید:« تو دوست داری پشت فرمون ماشین بشینی و رانندگی کنی، ولی نمی تونی چون سنت خیلی کمه. تو می توانی توی شهر بازی سوار ماشین بشی و خودت رانندگی کنی، اما برای نشستن پشت فرمون ماشین بابا، باید تا وقتی بزرگ می شی صبر کنی». یا در شرایط دیگری می توانید به دختر بچه ای که دوست دارد همه چیز در این دنیا صورتی باشد، بگویید:«بنظر میاد دوست داری رنگ موهات تغییر کنه و صورتی بشه. واقعیت اینه که موهای مشکی تو، خیلی قشنگ هستند و من هم خیلی اون ها رو دوست دارم، و البته این امکان نداره که یک نفر رنگ موهاش صورتی باشه». یا به پسر بچه ای که جثه ی ظریفی دارد و تمایل دارد در آینده والیبالیست شود می توانید بگویید:«من درک می کنم که خیلی دوست داری ورزش کنی، شاید بتونی بعنوان بازیکن آزاد در تیم والیبال بازی کنی، اما واقعیت اینه که جثه ی تو برای ورزش های دیگری مثل ژیمناستیک مناسب تره. نظرت چیه در مورد ورزش های دیگه تحقیق کنیم؟». مثال های متعددی در این زمینه وجود دارد که می توانید از آن ها استفاده کنید.مهم این است که کودک شما درک کند توانایی او محدود است و قادر نیست به هر چه تمایل دارد دست پیدا کند. پس از درک این موضوع لازم است توانمندی های او را تقویت کنید.مثلاً در مورد کودکی که تمایل به ورزش والیبال داشت، اما بخاطر جثه ی ظریفش برای این رشته مناسب نبود، می توانید ورزش های دیگری را امتحان کنید و به او در موفقیت در رشته ی ورزشی دیگری کمک کنید.
  • از کودک در حالات مختلف عکس بگیرید و در مورد حالت او در عکس سوال بپرسید. می توانید از وی بخواهید عمداً حالت هیجانی خاصی را نشان دهد یا اینکه وقتی می خندد، می گرید یا عصبانی است، از او عکس بگیرید.پس از مدتی تصاویر را به او نشان دهید و در مورد آن ها صحبت کنید:«چرا دختر مهربونم اینجا اخم کرده؟ناراحت بودی؟چی ناراحتت کرده بود؟چکار کردی که حالت خوب شد؟».اجازه دهید کودک در مورد افکار و حالات هیجانی اش به طور مفصل صحبت کند.همچنین می توانید از او در مورد حالات و افکار دیگران نیز سوال بپرسید. مثلاً تصاویر کتاب داستان را به او نشان دهید و بپرسید:«چی شد که پسره خوشحال شد و خندید؟به چی فکر میکرد؟».این کار کمک زیادی به شناسایی افکار و هیجان ها می کند و مسیر خودآگاهی را برای کودک بسیار هموار می نماید.

 

شرایط قضاوت کردن

  • برای کودکان بزرگتر از دو سال می توانید شرایط قضاوت کردن را فراهم کنید. هدف از این کار این است که کودک بتواند رفتارهای خود را مورد قضاوت قرار دهد. مثلاً می توانید برای او کتاب های داستان یا شعری تهیه کنید که شخصیت اصلی آن کار نادرستی را انجام می دهد و بعداً به اشتباه خود پی می برد. سپس بعد از خواندن بخشی از کتاب (قبل از نتیجه گیری)از او بخواهید برای شما توضیح دهد که چه اتفاقی افتاد و چه کاری می تواند مشکل را حل کند.مثلاً در داستانی که یک پسر بچه بدون کسب اجازه از مادرش، قلک خود را شکسته و با پول هایش را هله هوله خریده است، از کودک بپرسید:«چی شد که پسره قلکش رو شکست؟ مامانش ناراحت میشه اگه بفهمه؟ حالا باید چکار کنه». می توانید او را به قضاوت در مورد رفتارهای خودش نیز دعوت کنید.مثلاً وقتی لباس هایش را به طور مرتب در کمد قرار نمی دهد از او بخواهید در مورد این موضوع صحبت کند و بگوید کارش درست است یا نادرست.به تدریج کودک یاد می گیرد رفتارهای خود را ارزیابی و اصلاح کند.
  • وقتی کودک قابلیت شناسایی توانمندی های خود را کسب کرد، دیگر از بیان کلمه ی «نمی توانم» هراس نخواهد داشت. بهتر است در رفتارهای روزمره به کودک نشان دهید که چه کارهایی را نمی تواند انجام دهد و از او بخواهید عبارت «نمی توانم» را ادا کند. مثلاً وقتی فرد بزرگسالی به کودک سه ساله می گوید :«برام یک لیوان آب بیار» کودک باید بتواند بگوید:«من نمی تونم، قدم نمیرسه». بنابراین لازم است به او یاد بدهید که هر کاری را نمی تواند انجام دهد و علل این ناتوانی را برای او توضیح دهید. لازم است گاهی به کودک بگویید که شما نیز به عنوان والدین برخی کارها را نمی توانید انجام دهید. مثلاً بگویید:«امروز نمی تونم برات شیرینی درست کنم چون خیلی کار دارم»،«من نمی تونم رانندگی کنم چون گواهینامه ندارم» و … . این رفتارها کمک می کند تا کودک درک کند هر انسانی با محدودیت هایی مواجه است و باید با آن ها کنار بیاید. البته توجه داشته باشید که تعداد کارهایی که کودک نمی تواند انجام دهد خیلی خیلی کمتر از کارهایی است که می تواند. بنابراین تلاش کنید هر گاه کودک درانجام کاری موفق نشد، بلافاصله به او فعالیت دیگری پیشنهاد کنید که مطمئن هستید از پس آن بر می آید. مثلاً وقتی کودک می گوید:«نمی تونم آب بیارم، قدم نمی رسه» بلافاصله از او بخواهید کنترل تلویزیون را به شما بدهد و بگویید:«قدت به کنترل می رسه، می تونی این کار رو انجام بدی.وقتی بزرگتر بشی قدت به یخچال هم می رسه».هر چند لازم است کودک ناتوانی های خود را بشناسد، اما بهتر است روی آن ها تاکید نشود.

 

سایت پزشکی و مجله سلامتی راستینه

منابع

  • اشرفي، سحر؛حدادي ،معصومه؛نشيبا، نازبانو و قاسم زاده،عزيزرضا.(۱۳۹۳). اثربخشي آموزش مهارت خودآگاهي بر انگيزش پيشرفت تحصيلي و پرخاشگري دانش آموزان. توسعه ي آموزش جندي شاپور.دوره۵٫ شماره۱٫صص ۵۱-۴۵٫
  • کشاورز،ناصر وقاسم نیا،شکوه.(۱۳۹۲).تاتی کوچولوها(مجموعه ده جلدی).تهران:انتشاران قدیانی
  • تربیت کودک سالم نوشته زهرا بی غم ( مشهد: به نشر. ۱۳۹۵)

منبع تصاویر 

  • fcsok
  • assets.readbrightly
  • mojapsychologia
  • mfi-miami
  • abta
  • habonim

خواندن مطالب زیر به شما پیشنهاد می شود

نظرات کاربران

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  1. سمیرا گفت:

    مطلب کاربردی و مفیدی بود